جشنواره گويش شناسی

فراخوان<?xml:namespace prefix = o ns = "urn:schemas-microsoft-com:office:office" />

نخستين جشنوارة زبان و گويش هاي شهرستان سمنان

( جزيرة گويش ها )

انجمن قلم شهرستان سمنان با همكاري كارگروه تخصصي فرهنگ و گويش هاي اين انجمن و پشتيباني اداره كل فرهنگ و ارشاد اسلامي استان سمنان نخستين جشنوارة زبان و گويش هاي شهرستان سمنان(جزيرة گويش ها) را در نيمه دوم شهريور 1385 برگزار مي نمايد.

اهداف جشنواره :

ـ شناسايي،ثبت و بررسي زبان شناسانة گويش هاي شهرستان سمنان

ـ شناسايي و معرفي پژوهشگران عرصه گويش شناسي و فرهنگ عامه شهرستان

ـ مطالعة مقدماتي ويژگي هاي  گويش هاي شهرستان جهت دستيابي به محور هاي قابل طرح به منظور برگزاري يك كنگرة علمي زبان شناسي

ـ انتشار گزيدة آثار شركت كننده گان در جشنواره

لذا بدينوسيله از فرهيختگان، پژوهشگران و گويشوران محترم گويش هاي مناطق گوناگون شهرستان ؛ از جمله : گويش سمناني ، سنگسري ، لاسجردي، سرخه اي، شهميرزادي، افتري، پروري، بيابانكي، اروانه اي، چاشمي، فولاد محله اي و... دعوت مي نمايد نمونه اي از اثر يا آثار مورد نظر خود شامل : انواع داستان، افسانه، شعر، ترانه، متل ، ضرب المثل، دعا و نفرين ،خاطره و يا اثر تاليفي خود را با برگردان فارسي  همراه با مشخصات شناسنامه، آدرس دقيق پستي(در صورت امكان شماره تلفن تماس) جهت بازخواني در جشنواره حداكثر تا 15 مرداد 1385 به دبير خانة جشنواره ارسال و يا ارائه فرمايند.

يادآوري : تاريخ دقيق برگزاري و جدول كامل برنامه هاي جشنواره تا پايان مرداد ماه 1385 به اطلاع شركت كنندگان گرامي و عموم علاقه مندان محترم خواهد رسيد.

 

نشاني دبير خانه : سمنان ـ بلوار قدس ـ فرهنگسراي كومش ـ انجمن اهل قلم شهرستان سمنان                تلفن :  3347497ـ 0231

 

 

/ 8 نظر / 15 بازدید
محمود

کيانوش جان، اميدوارم و دعا مي‌كنم زودتر خوب شوي

يار محزون

کيانوش حيدريه آن يار عاشق بعد از ديدار با معشوق هشتم ناگهان قصد پرواز کرد و بسوی وصال معبود رفت امروز محزونانه ياران قديم جسمش را به خاک پاک امامزاده قاسم مهدی شهر سپردند روحش با علی و آل علی محشور باد

شايان نجاتي

کيانوش عزيز غم مرگت به ياران هديه کردم تمام لحظه ها را گريه کردم تو رفتي از فراق شانه هايت به هر خاکي رسيدم تکيه کردم روحش شاد بدرود

شايان نجاتي

سلام دوستان خدا رحمت کند کيانوش عزيز را هنوز باور ندارم تو رفتی کيانوش برای خواندن پيام تسليت به وبلاگ من بياييد http://7aseman.parsiblog.com تا سلامی ديگر بدرود

شايان نجاتي

کاش افتاب غروب نمي کرد بی تو دلم از اين شب وحشی سرد مي ترسد.... ................................................... ديشب خواب تو را ديدم کيانوش عزيز دستمالی به من دادی که درونش ژر از ايه های نور بود کيانوش جان سلام مرا به بهشتيان برسان..... دوستت دارم برائر کوچکت شایان....

محمود

کيانوش جان هنوز باورم نميشه که ما رو تنها گذاشتی ای کاش همه اينا خواب بود ای کاش...

خسته ام از این کویر، این کویر کور و پیر این هبوط بی دلیل، این سقوط ناگزیر آسمانِ بی هدف، بادهای بی طرف ابرهای سر به راه، بیدهای سر به زیر !ای نظارۀ شگفت، ای نگاه ناگهان !ای هماره در نظر، ای هنوز بی نظیر !آیه آیه ات صریح، سوره سوره ات فصیح مثل خطی از هبوط، مثل سطری از کویر مثل شعر ناگهان، مثل گریه بی امان مثل لحظه های وحی، اجتناب ناپذیر ای مسافر غریب، در دیار خویشتن !با تو آشنا شدم، با تو در همین مسیر از کویر سوت و کور، تا مرا صدا زدی !دیدمت ولی چه دور! دیدمت ولی چه دیر این تویی در آن طرف، پشت میله ها رها این منم در این طرف، پشت میله ها اسیر دست خستۀ مرا، مثل کودکی بگیر !با خودت مرا ببر، خسته ام از این کویر

baraye raftanet kheili zood bood, kheilii roohet shad