از لا به لاي نوشته‌ها

                                    

در ژرفاي تنهائي‌ام، عمق درياي درد اگر هستي‌ام را مغروق مي‌كند و بيداري محزون چشمانم را هر زمان برايم به ارمغان مي‌آورد، و يا اگر غم به گمانش با من پيماني جاودانه بسته است، عاقبت مي‌دانم دستي از آن دورها، يا صدايي لطيف از وراي كوهساران، بانگ نشاط دلم را سر خواهد داد و مرا سوار بر مركب راهوار نزهت تا ديار نور و ضيافت پرشكوه شبنم برپاشده بر قصر گلبرگ گل سرخ خواهد برد. من ديريست چون پروانه‌اي سوخته‌بال در طواف آرزويي مقدسم، و شب‌هاي تار فراواني را با ياد وصلش تا به صبح بدرقه كرده‌ام. سوسوي چراغي هست و من مي‌بينم كه در ظلمت محض دشواريها، چشمان خسته‌ام را به راحت جان نويد مي‌دهد من نه از قيد پرواز در آسمان كبود عشق پاك بريدگانم و نه از عيش و طرب در سپهر سياه ناداني رهاشدگان.

من از ديار محبت آمده‌ام كه قامت بلند هر سروش، باغستان سبز محبت است...

از لا به لاي نوشته‌های زنده‌یاد کیانوش حیدریه  

                

/ 3 نظر / 10 بازدید

kheili ziba bood

فاطمه از آلمان

درود بر شما.امشب دلم گرفته بود و مثل خيلی از شبهای ديگر که مي آمدم تا دقايقی با کيانوش دردودل کنم و او با کلامش و مهربانيش از دلتنگيم بکاهد. آمدم ......... افسوس که او نيست . و تنها می شود با خواندن نوشته های او قدری آرام گرفت........شاد زی . بدرود

بهاره

سلام دوست عزيز من چند سالی توی سمنان زندگی کردم و به سنگسر هم می آمدم و خیلی هم اونجا رو دوست داشتم خوشحالم که اين وبلاگ رو راه اندازی کرديد از وبلاگ ليلی پيداتون کردم موفق باشيد